تبليغاتX
ما منتظر آمدنت هستيم ..
به نام او...

به جستجوی ردپای تو
در معبر بادها می گریم و می نالم،
در چهار راه فصول
در چارچوب شکسته پنجره ها،
تا آسمان ابرآلود خیال را قابی نو بگیرد...
در انتظار تو
خواهم ماند اگر چه در خاک!
تا چند دفترخاطراتمان خالی ورق خواهد خورد؟
تا چند عقربه هایمان بی حرکت مانده ؟!
تا به کی ای دوست!؟....

یا مهدی! ...ای امید آخر...ای عدل وعده داده شده...بیا و دستانت را سر پناهمان کن...

میلاد با سعادت یگانه منجی عالم بشریت ٬یوسف زهرا بر همه منتظران و دوستدارانش مبارک باد...

به امید آنروز که ما هم آماده ظهور ایشان باشیم...

شاید این جمعه بیاید شاید...

واسه عاشقانه ماندن ٬تو همان حس غریبی...تو همان حس غریبی که همیشه با منی...تو بهانه هر عاشق واسه زنده ماندنی...

یا حق.

 


 

نوشته شده توسط 2 منتظر در چهارشنبه هفتم شهریور 1386 ساعت 10:32 | لینک ثابت |

 

به نام او ...

 

بدون شرح :

 

بار خدایا دعای مرا اجابت کن و ندایم را پاسخ گوی و به زاری های من رحمت آور و آوازم را بشنو؛  مرا از خود ناامید مکن، رشته ی پیوندم را با خود مگسل و در این نیاز که اکنون مراست، یا هر نیاز دیگر به درگاه دیگران مران؛ یاری ام نمای که مطلبم برآید و حاجتم روا شود و به خواسته ام برسم، پیش از آنکه این مکان را ترک گویم، بدان سان که سختی ها را بر من آسان سازی و در هر کار آنچه را خیر من در آن نهفته است مقدر داری ...

 

نمی دونم چرا این قطعه از مثنوی معنوی مولوی الان به ذهنم اومده که بنویسم ... می نویسم و سخنم رو کوتاه می کنم :

 

چون خدا خواهد که مان یاری کند                میل ما را جانب زاری کند

ای خنک چشمی که آن گریان اوست          وی همایون دل که آن بریان اوست

آخر هر گریه آخر خنده ایست                      مرد آخربین مبارک بنده ایست ...

 

 

عهد می بندم ... یاحق
نوشته شده توسط 2 منتظر در جمعه بیست و پنجم خرداد 1386 ساعت 22:47 | لینک ثابت |

 

به نام خدا ...

 

شاید خوشحال برای اینکه نیامدی! ... شاید شادمان از اینکه مهلتی داده شد ... و شاید غمگین برای اینکه طلب دل مردمی عاشق باز هم بی جواب ماند ...

 

 

سینه مالامال درد است ای دریغا همدمی      دل زتنهایی به جان آمد خدا را همدمی

در طریق عشقبازی امن و آسایش بلاست     ریش باد آن دل که با درد تو خواهد مرهمی

اهل کام و ناز را در کوی رندی راه نیست       رهرویی باید، جهان سوزی، نه خامی بیغمی

آدمی در عالم خاکی نمی آید بدست             عالمی دیگر بباید ساخت و ز نو آدمی

 

 

الهی، راز دل با تو چه گویم که تو خود راز دلی، دانه و لانه و بال و پر و پرواز دلی ...

 

همین ... یاحق
نوشته شده توسط 2 منتظر در جمعه هجدهم خرداد 1386 ساعت 23:37 | لینک ثابت |

به نام او ....

آخرین آیه ی سوره ی نور : " آگاه باشید که آسمان ها و زمین همه ملک خداست و شما به هر حالی هستید البته خدا از آن آگاهست و روزی که به سوی او رجوع می کنید آن روز به جزای هر نیک و بدی که بندگان کرده اند آگاهشان می گرداند که خدا به احوال و اعمال خلایق کاملا داناست."

شما به هر حالی هستید خدا از آن آگاهست ... خیلی وقتا فراموش می کنم ... خداوند به هر نیک و بدی که بندگان کرده اند آگاهشان می کند ... چقدر خوب میشه ....

* در آیین بودایی :

چنانکه در پاره ای از کتب و ماخذ آمده است ، در دین بودایی نیز ، مسئله ی انتظار مطرح است . گفته اند که در این آیین نیز انتظار هست . شخص مورد انتظار این آیین ، بودای پنجم است .

معلوم است که در این بشارت ها و اشارت ها و انتظارها و موعودها ، تعبیرهای متناسب با فرهنگ خود آن ادیان و اقوام است – چنان که یاد شد – مثلا در دین زردشتی " سوشیانت پیروزگر " گفته می شود ، در آیین هندو  " آواتارا " و در بودایی " بودای پنجم ".

 

"خدایا! ما را ببخش از گناهانی که ما را احاطه کردند و خود از آن آگاهی نداریم. گناهانی را که مرتکب می شویم و با هزار قدرت آنها را توجیه می کنیم و خود از بدی آنها آگاهی نداریم."

 

مجالی نیست .. یاحق

نوشته شده توسط 2 منتظر در جمعه یازدهم خرداد 1386 ساعت 23:12 | لینک ثابت |

 

به نام او ...

 

آیات 94 و 95 سوره ی نحل : " و عهد و سوگند خود را برای فریب بین خود به کار مبرید تا آنکه ثابت قدم است نیز به فریب و سوگند دروغ بلغزد و از این که راه خدا را بر خلق بستید بدانید که همه به سختی مبتلا شوید و به عذاب سخت گرفتار گردید و عهد خدا را به بهای اندک نفروشید که آنچه از نعمت ابد نزد خداست، اگر بفهمید بسیار شما را بهتر از آن منفعتی است که به نقض عهد بیابد."

 

در آیین هندی :

در آیین های هندوان و کتاب های آنان نیز سخن از نجات دهنده و موعود آمده است ، از جمله در کتاب

" مهابهارتا " و کتاب " پورانه ها ". در این باره گفته اند :

همه ی ادیان معتقدند که در پایان هر دوره ای از تاریخ ، بشر از لحاظ معنوی و اخلاقی رو به انحطاط می رود و چون طبعا و فطرتا ، در حال هبوط و دوری از مبدا است و مانند احجار به سوی پایان حرکت می کند نمی تواند به خودی خود به این سیر نزولی و انحطاط معنوی و اخلاقی خاتمه دهد . پس ناچار روزی یک شخصیت معنوی بلند پایه که از مبدا وحی و الهام سرچشمه می گیرد ، ظهور خواهد کرد ، و جهان را از تاریکی جهل و غفلت و ظلم و ستم نجات خواهد داد . در این مورد ، در تعالیم هر دینی به صورت رمز به حقایقی اشاره شده است که با اعتقادات آیین های دیگر توافق و هماهنگی کامل دارد ....  مثلا در کیش هندو در کتاب پورانا ، شرح مفصلی درباره ی دوران عصر کالی یعنی آخرین دوره ی قبل از ظهور آواتارای و یشنو درج گردیده است .

" مقصود از عصر کالی ، آخرالزمان است . اکنون عصر کالی است . "

 

پایان هفته ای دیگر ... همین .. یاحق
نوشته شده توسط 2 منتظر در جمعه بیست و یکم اردیبهشت 1386 ساعت 23:39 | لینک ثابت |

 

به نام او ...

هفته ای دیگر گذشت ... خوب یا بد ... تلخ یا شیرین ...

الان فقط می خوام این آیه از سوره ی توبه ( آیه ی 121 ) رو بنویسم و بعد شروع کنم: " ... خداوند بسیار بهتر از آنچه که کردند اجر به آنها عطا فرماید."

در کتاب ها و آثار زرتشتی درباره ی آخرالزمان و ظهور موعود ، مطالب بسیاری آمده است . از جمله این کتاب ها :

- کتاب اوستا

- کتاب زند

- کتاب جاماسب نامه

- کتاب داتستان دینیک

کتاب زراتشت نامه-

در دین زرتشت موعود هایی معرفی شده اند که آنان را سوشیانت می نامند . این موعودها سه تن بودند که مهمترین آنان آخرین ایشان است و او " سوشیانت پیروزگر " خوانده شده است . و این سوشیانت همان موعود است . چنان که گفته اند :سوشیانت مزدیسنان به منزله ی کریشنای برهمنان ، بودای پنجم بوداییان ، مسیح یهودیان ، فارقلیط عیسویان ، و مهدی مسلمانان است .

اشاره خواهیم کرد که در هر روزگاری و در میان هر قومی و امتی و در هر سرزمینی و به زبان هر پیامبر ، یا حکیم یا بزرگی که سخن از " موعود " رفته است ، به تعبیرها و اصطلاح ها و نام های متعارف در میان همان قوم و مردم بوده است . و منظور از همه ی آن تعبیرها و اشارت ها و نام ها ، سرانجام ، موعود آخرالزمان است و آن موعود مهدی است ، مهدی موعود .

آمدنت را فریاد می زنیم ای مهدی موعود .. یاحق

 

نوشته شده توسط 2 منتظر در جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386 ساعت 23:33 | لینک ثابت |

 

به نام او ...

اول از همه یه کم می نویسم .. از خودم ... خیلی کم ...

از خیلی وقت پیش نماز می خوندم ... بدون اینکه بدونم چی می گم .. چی می خوام ... یه دورانی هم بعدش گذشت ... خدا کمک کرد و به لطف خود مهربونش یه تغییرات درونی ایجاد شد ... این تغییرات طوری بود که هر کسی داشت نماز می خوند اولین چیزی که حداقل به خودم می گفتم این بود که واسه چی داره می خونه؟! ... شده بودم قاضی ... فلانی درست می خونه .. اون یکی خوندنش  بی ارزشه ... نمازی که از روی عادت باشه هیچ ارزشی نداره .. اگه می بینی نمازت بدون حضور قلبته نخون ، چون ارزشی نداره  و و و ..

ولی یه مدتی میبنم خودم از خیلی چیزا پرت بودم ... من کیم ؟ من چیم ؟ ... خیلی از صفات خدا رو فراموش کرده بودم ... رحمانیت ... رحیم بودن ... مهربان بودن .. کریم بودن ... چنان به اعمال از روی عادت مون رنگ و لعاب می ده که خودمون هم نمی دونیم که اینها ما بودیم ...

 

می خواستم ربطش بدم به مطالب همین وبلاگ ... وبلاگ آّبی ... خیلی وقت میگیم یا مهدی بیا بیا ... حالا چون نمی شناختیمش فقط حرف بوده؟ ... عادتی بود که غروب هر هفته بیایم و بگیم و بریم ؟ ... خدا هم این طور به اعمال مون نگاه می کنه ؟ ... یک کم به جوابش فکر کنیم ...

 

باید اعتراف کنم مهدی مون رو نمی شناسم ... ولی می تونم صداش کنم، نمی تونم؟ ... ولی این وبلاگ همون دفتریه که وقتی زمان گذشت و داشتیم ورقش می زدیم می بینیم که کجا بودیم ، چه مسیری طی کردیم، به کجا رسیدیم ... شاید این دفتر همون خاطره ی شیرینی باشه که بعد ها از مرورش لذت ببریم ... به همین امید می نویسیم ... به این امید که گوشه ی نگاه خود بزرگش شامل حال ما هم بشه ...

 

یا مهدی! یه حس درونی هست که میگه هستی.. میای... ولی می خوایم ثابتت کنیم ...

 

از روزگاران کهن ، داستان ظهور مصلح ، در آخرالزمان ، اصلی اساسی بوده است . پیشینیان بشر پیوسته آن را به یادها می آورده اند . اکنون نیز پس از گذشتن قرن ها ، در خلال یادگارهای انسان های قدیم ، آثاری هست که ما را به گفتهی بالا راهنمایی می کند .

اصولا ، فتوریسم یعنی اعتقاد به دوره ی آخرالزمان و انتظار ظهور منجی عقیده ای است که در کیش های آسمانی یهودیت ( جوداییسم ) و زرتشتی ( زوراستریانیسم ) و مسیحیت ( در سه مذهب عمده ی آن : کاتولیک ، پروتستان و ارتدوکس ) و مدعیان نبوت عموما و دین اسلام خصوصا به مشابه ی یک اصل مسلم قبول شده است و درباره ی آن در مباحث تئولوژیک مذاهب آسمانی رشته ی تئولوژی بیبلیکال کاملا شرح و بسط داده شده است. بشارت ها و پیشگویی هایی که درباره ی مهدی و ظهور مهدی در کتابهای مقدس و دیگر آثار پیشینیان و در سخنان حکمای قدیم رسیده است فراوان است . گفته اند حتی در آثار مصر قدیم نیز در این باره کلماتی آمده است .

اینم 6 هفته ... یاحق

نوشته شده توسط 2 منتظر در جمعه هفتم اردیبهشت 1386 ساعت 23:36 | لینک ثابت |
به نام او...

همه ما آدمها زمانی که یک نفر را دوست داریم سعی می کنیم ؛ مثل او باشیم ٬سعی می کنیم خودمان را هم سلیقه و همرنگ او نشان دهیم...اگر چیزی را دوست ندارد ما هم با هزار درد و رنج به خودمان می قبولانیم که آن را دوست نداریم و اگر چیزی را دوست داشته باشد ما هم به آن ابراز علاقه می کنیم ...ولی مگر ما ابراز عشق و مهر نسبت به شمای دوست نمی کنیم؟ پس چطور و با کدام روحاضر به انجام گناه می شویم ؟چگونه حاضر می شویم در تنگاتنگ غربت در میان هزاران گناه آسوده خاطر باشیم؟چگونه جمعه های خود را به بطالت و خوش گذرانی می پردازیم...زمانی که مولایمان زجه زنان دعا بر ظهورشان بعد از هزاران هزار سال می کنند...ما چگونه پیروانی هستیم که حجت خدا را نادیده می گیریم و در موقع مشکلات خودمان را شیعه و دوستدار او می نامیم؟!ولی دلم به این بیت خوش است :

ما همه دین را زنده کنیم ...ما همه بر شب خنده کنیم ...

ما همه........خدا یا انتظار را بر ما کوتاه گردان...

 

نوشته شده توسط 2 منتظر در جمعه سی و یکم فروردین 1386 ساعت 22:14 | لینک ثابت |

اعتقاد به مصلح و منجی آخرالزمان تنها اختصاص به مسلمانان ندارد بلکه ظهور چنین کسی در همه ی ادیان الهی و مکتبهای بشری نوید داده شده است و پیروان آنها در انتظار آن به سر می برند ، اگر چه برخی فیلسوف نمایان و به اصطلاح آگاهان سیاسی ، آینده بشریت را تیره می بینند و هلاکت بشر را به دست خود او نزدیک شمارند .

این نوید جان بخش در کتاب های تورات و انجیل که کتاب های مقدس یهود و نصاری است و کتاب های زند و پازند و جاماسبنامه که از کتاب های مقدس زرتشتیان است و در کتاب های مقدس براهمه و بودائیان و هندوان و کتاب های عارفان و آثار کاهنان به چشم می خورد و هر یک از او نامی یاد می کنند . حتی مکتب های مادی بشری نیز نوید این بهشت موعود را به پیروان خود می دهند . همچنین انتظار مصلح جهانی منحصر به ادیان شرقی نیست بلکه در میان غربی ها نیز رایج است . حتی این عقیده و انتظار در میان سرخ پوستان آمریکا نیز شایع بوده و بر همین اساس تا پیش از سال 1890 میلادی بالغ بر بیست نوع نهضت در تاریخ آمریکا ضبط شده است.

پیروان سه دین بزرگ و بیشتر ملت های جهان امروز به ظهور منجی بزرگ در آخرالزمان ایمان دارند ، آنکس که در حکومتش عدل و آسایش سراسر گیتی را فراگرفته و هر گونه ظلم و ستم از بین می رود .

از سوی دیگر فلاسفه و و دانشمندان بزرگ غربی نیز آشکارا اعلام کردن که جهان در انتظار مصلحی بزرگ است که زمام امور جهان را به دست گرفته و همه ی انسان ها را زیر یک پرچم ویک شعار گرد می آورد . به عنوان مثال انیشتین می گوید : " روزی که سراسر جهان را صلح و صفا فرا بگیرد و مردم با یکدیگر دوست و برادر شوند دور نیست " .  لئو تولستوی نیز می گوید : " روزگاری خواهد رسید که بشر تسلیم آیین محمد خواهد شد . "

پس بیا مهدی .. بیا و دل عاشقانت راُ با رنگین کمان وجودت روشن کن .. سه هفته از سال گذشت ...

نوشته شده توسط 2 منتظر در شنبه بیست و پنجم فروردین 1386 ساعت 0:41 | لینک ثابت |

به نام او ...

اینم سه تا! ... سه هفته از سالمون گذشته و هنوز نیومدی! .. ولی داری می بینی ... می بینی که روزگاری است که تکرارهای بی ثمر و تقلیدهای بی هدف در عرصه های فکری ما میدان داری می کنند و عینی ترین و عمیق ترین مفاهیم انسان ساز بشریت را به کام بی محتواگری خویش می کشانند و در این میان چه واﮊه های مقدس و اثربخشی که این سال ها توسط خطیبان عقب مانده از قافله زمان و مکان ، به فراموشی سپرده نمی شوند

افسوس که بار دیگر بسان دهه های 40 و 50 ، کسانی که در فضاهای مذهبی پرورش یافته اند و وابستگی های خانوادگی و شخصی به دین دارند سرشان با دلشان همراهی نمی کند و هر چه در شبکه واژگان وارداتی و علمی تر  و آکادمیک تر درگیر می شوند ، سرشان از دلشان بیشتر فاصله می گیرد و سرشان سنگین تر و دلشان خالی تر می شود . و آنچه که بر سنگینی این فضا می افزاید دلالان فریبکار اندیشه غربی و بقالان زشت فروش اندیشه اسلامی است .

ولی شاید این هم دلیل و ادعایی سخت بی راه باشد!  در جامعه ای که در آن اعتقاد فردی به ظهور منجی به دلیل عدم وجود انسجام جمعی، به فراموشی سپرده شده باشد، کدام گروه لایق ملامت است؟!

کاش بتوان در میان دل ها پلی ساخت که پایه هایش با اعتقاد به مهدی استوار شده باشد! شاید باید منتظر ماند و دید ... بیایید این پل ها را بسازیم ...

 

یاحق

 

نوشته شده توسط 2 منتظر در شنبه هجدهم فروردین 1386 ساعت 0:30 | لینک ثابت |

به نام او ..

سلام ..

اين هم هفته ي دوم ! ... نيامدي ... باشه ... بازهم ميشماريم ... هفته به هفته ... ولي متفاوت از هميشه ... هفته به هفته مي خواهيم بيشتر بشناسيمت ... بدانيم منجي كيست؟! ... چه طور انتظارش را بكشيم ... و نام هايش را بدانيم ... و آمدنش را اثبات كنيم ...

به اين اميد كه در راهي كه در پيش گرفته ايم، به مهدي برسيم و حضورش را حس كنيم ...

 

در این فرصت اگر تلاش می شود که از انتظار و ظهور منجی سخن به میان آید هدف نه رمزگشایی از تئوری های فسیل شده و نه تکثیر و باز تولید و توزیع لقلقه های زبانی است که در این روزگار سکه رایج هر محفلی گشته و نه قصد بر این است که منجی را محدود به جمکران و سایر مکان های مقدس و آن هم در شب های خاص نماییم. بلکه اگر از انتظار سخن به میان می آید انتظار ظهور منجی در خصوصی ترین و نیز در اجتماعی ترین مسائل زندگی بشری است . سخن ازتحقق معنویت ، عدالت و عقلانیت به یک میزان است و نه سلاحی یکی به نفع دیگری .

بی پرده و به دور از دل مشغولی های بازاری باید گفت : جامعه ای که در آن دغدغه عدالت از صدر به ذیل افول نماید و در آن ایمان به خدا و اعتقاد راسخ به ارزش ها ، تعهد به باورهای اصیل اسلامی متاع کمیاب شود و دارندگان آن به حاشیه رانده شدگان جامعه باشند ، جامعه ای که اغواگرهای مدرنیته ی عشوه پیشه ، دل مشغولی بیشتر مردم باشد و ارضای هوس های زودگذر و پست ، صدر تلاش های مردم را به خود اختصاص دهد ، سخن از انتظار ظهور منجی دعوتی است برای به صلیب کشیدن او ، دعوتی است به شکافتن فرق او و برای سرکشاندن زهر جگرسوز .

به راستی منجی فقط به خاطر اینکه جهان هنوز پر از ظلم و جور نشده ظهور نمی کند ؟؟؟ یا آنکه دلها برای دیدنش نمی تپد و عقل ها برای درکش و برای درک " آنچه که هست " و " آنچه که باید باشد " آماده نیست ؟؟؟

در هیچ قضیه ای نباید با بد فهمی خود را فریفت . وقتی سخن از جامعه مهدوی و سخن از تحقق تمام آرمان های متعالی بشریت است ، به یقین دعوت برای خیال بافی و خیال پردازی نیست .

 

ياحق!
نوشته شده توسط 2 منتظر در شنبه یازدهم فروردین 1386 ساعت 1:18 | لینک ثابت |

به نام خداوند ايثار ... به نام خداوند گذشت ... به نام خداوند مهرباني ... به نام خداوند بردباري ... به نام خداوند صبر ... به نام خداوند زيبايي ... به نام خداوند ...

 

سلام ... سلام يا مهدي! ... اولين جمعه ي 86 هم تموم شد و نيومدي! ... نمي دونم بگم خوشحالم يا ناراحت! ... خوشحال واسه اينكه فرصت دادي تا بشناسيمت و بياي! ... ناراحت واسه اينكه شايد عمرمون اجازه ديدار روي ماهت رو نده ... يعني تا جمعه ي ديگر هستيم؟ ... آي خداي من! ديگه فاصله اي بين مرگ و زندگي نمي بينم ... واقعا نمي دونم فردا هستم يا نه؟ ... ترسم خيلي كم شده ... فاصله ها كم شده ... شايد دارم خيال مي كنم .. ولي .. ولي نوايي است در درونم كه ميگويد همين است و همين است و همين است ...

 

منتظر بهونه اي بوديم ... اينم بهونه! ... اولين جمعه سال 86! ... با اين اميد كه هفته به هفته، ماه به ماه بشناسيم و پيش بريم .. به اين اميد كه هفته به هفته، ماه به ماه تو جاده اي قدم بزنيم كه انتهايش خداست ... كه انتهايش مهدي است ...

 

مي خوام مقدمه ي كتابي رو كه شروع كرديم بنويسم :

همه ي ما راحت حرف مي زنيم، ولي نوشتن براي بيشتر ما سخت است. اما تو بنويس تا يادت بماند كه نوشته ها، رد پاي عبور است. فردا كه برگردي و نوشته هايت را بخواني به ياد مي آوري كه از كجا رد شده و چطور قد كشيده اي.

اين دفتر هم فقط يك جور بهانه است، بهانه ي رد شدن و قد كشيدن. اين دفتر نه قاعده اي دارد و نه نظمي. تنها قاعده اش نوشتن براي اوست....

 

منم مي گم اين وبلاگ بهانه ايست براي شناخت تو اي ناجي عالم! .. به ما كمك كن تا متفاوت از سال هاي گذشته، گام به گام انتظارت را آگاهانه، ثانيه به ثانيه بشماريم ...

 

ما دو منتظر دوست داريم بهتر باشيم ...

 

                                       دو منتظر

نوشته شده توسط 2 منتظر در شنبه چهارم فروردین 1386 ساعت 0:0 | لینک ثابت |

 

به نام خداي مهدي (عج) ..

سلام ..

سلام وبلاگ آبي! خوبي؟ مي بيني چقدر بي مرامم ؟! اينه ديگه رسم اين دنياست !!! ...

 

هيچ وقت دوست نداشتم احساسساتم .. چيزايي كه اينجا تو دلم بوده رو بنويسم ( برخلاف خيلي ها )  و يه عده بيان بخونن .. هركي يه چي بگه بدون اينكه بدونن اصلا چه خبره !! ....

 

الان هم اومدم يه عرض ارادت خيلي كوچولو به حضرت مهدي داشته باشم و بگم كه خيلي دوستت دارم !! ... اين دوستت دارم از حرف هم فراتر رفته! ... مطمئنم كه مي دوني .. مطمئنم كه هميشه باهامي ..

مي دوني از خيلي ها كه هستن و بايد خواه يا ناخواه تحمل شون كنم خسته شدم ... از لقب هاي دروغي كه فقط فقط تو حرف داره باهاشون بازي ميشه خسته شدم، بدون اينكه حتي توو عمل يه كم به حرفشون نزديك باشن ... از اينكه احساساتم بدون جواب مي مونه  ....  از دو رويي، از دروغ، از ريا خسته شدم ... از اينكه ببينم و هيچ چي نگم ... اما چه فايده ؟!

گلايه اي نيست ... اومده بودم كه بگم فردا ميرم و فكر مي كنم تا عيد بر نگردم ... اين طوري بهتره ... يه مدت از همه چي دور باشم ... يه مدت فقط گوش كنم ... يه مدت فقط فكر كنم .. يه مدت نظر ندم ... يه مدت به كسي كاري نداشته باشم ... يه مدت نگاه كنم ... يه مدت مثل اين اين چند روزه فقط راه برم .. شايد خيلي چيزا بهم ثابت بشه ...

 

اومده بودم بگم كه هميشه به يادتم ولي شايد نتونم اين به ياد بودن ! رو توي اين صفحه ي آّبي نشون بدم ...

 

چي جوري حرفامو تموم كنم ؟! .. اوه دفترم !! .. الان ميارمش ببينم چي ميگه!

دفترم :

چرا اين قدر ناراحتيم؟ در حالي كه امروزه اين همه فرصت خوب براي شاد بودن داريم. مردم همه چيز را امتحان مي كنند. پول، شغل، ازدواج، طلاق و... ولي اكثرا فقط يك چيز مي خواهند: خوشبختي را !

خوشبخت بودن جزئي از وجود انسان است. كافيست آن را باور و احساس كنيم. پسر جان به خودت بگو : " من لايق خوشبختي هستم!" فرياد بزن!

آقا پسر يادت نره : براي چيزايي كه داري شكرگزار باش ....

 

چشم دفترم ... ممنون كه يادم آوردي ..

يا امام زمان : ما را به اندازه ي يك چشم برهم زدن به خودمون وا مگذار ... يادت نره زودتر بياي .. ياحق   

 

نوشته شده توسط 2 منتظر در جمعه سیزدهم بهمن 1385 ساعت 22:7 | لینک ثابت |

 

سلام ..

امروز شنبه صبح از خواب بيدار شدم .. يه دفعه ديدم يه كاري دارم كه بايد قبل رفتنم انجام بدم .. آماده شدم .. ماشين گرفتم .. راديو روشن بود .. " امروز روز عرفه است ... " .. اين قدر حواسم به كارام بود كه يادم رفته بود .. مي دوني تنها روزي كه مي دونيم امام زمان كجاست.. آره تنها روزي كه مي دونيم مهدي مون كجاي اين زمين خاكيه! .. توي دشت عرفات .. خوش به حال كسايي كه اونجا هستن ...

منم باز فراموش كار شدم .. خيلي وقته ننوشتم تو وبلاگ آبي ...

 

خدايا اگر بخواهم و تلاش كنم در همه ي اعصار و دوران تاريخ، به فرض عمرم وفا كند، كه شكر يك نعمت از نعمت هاي بيكرانت را بگزارم ... باز نتوانم!

خدايا توفيق ده ما را و بپذير زاري ما را .. اي بهتر كسيكه از او درخواست شده و رحيم تر كسيكه از او استرحام شده .. اي كه برهم زدن پلك ها از تو پوشيده نيست  و حتي آنچه در زير پرده جاي دارد .... و حتي آنچه در نهان كده ي دلهاست! ... اي آنكه هفت آسمان و زمين تسبيحت كنند ... دوستت دارم ..

خدايا تو نزديك ترين كسي باشي كه بخوانند و زودتر اجابت كني .. و كريم ترين كسي كه بگذرد و پر عطا ترين كسي كه عطا كند و شنواتر هر كه از او بخواهد .. اي بخشاينده در دنيا و آخرت و مهربان در هر دو دنيا ، نيست به مانندت ...

خدايا ما را كامياب گردان ... ما را نااميد مگردان و تهي مگذار ما را از رحمتت و دريغ مدار از ما آنچه آرزو داريم و ما را از رحمتت محروم مكن و از درگاهت مران ... اي اكرم الاكرمين

 

خدايا به خاطر تمام چيزهايي كه به من دادي شكرت مي كنم ...

خدايا مواظبم باش تا ديگه دل عزيز كسم رو نشكونم .. مواظبم باش تا ...

خدايا از چيزهايي كه داري بهم ياد ميدي ممنونتم ...

يا مهدي! ... به اندازه ي يك چشم برهم زدن ما را به خودمان وا مگذار ... به خاطر تمام غفلت هام معذرت مي خوام ... صبر و دوست داشتن رو به دوست دارانت بچشان ...

 

يا حق

 

نوشته شده توسط 2 منتظر در شنبه نهم دی 1385 ساعت 22:55 | لینک ثابت |

آمدنت برای من قصه ای است نا تمام

تو می آیی ٬شاید زمانی از راه برسی

که دیگر از ما خبری نیست٬

پس اندکی تعجیل کن و

به خاطر خدا هم که شده....

زود تر بیا!

نوشته شده توسط 2 منتظر در جمعه دهم آذر 1385 ساعت 14:54 | لینک ثابت |
 
mortgage offshore merchant articles
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By Nowshahr Groups